-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست ![]()
-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید ![]()
-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه ![]()
-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید
-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است ![]()
-مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه
-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید ![]()
![]()
-موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید ![]()
-هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره ![]()
-میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید
-به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید
-تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟ ![]()
-سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا...
-اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید
-لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید![]()
![]()
-لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه
-نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید
-فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست ![]()
-با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند
-با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد
-میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید ![]()
![]()
-داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد ![]()
-بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟) ![]()
- خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشون با گوشي تلفن مخلوط شد ديگه بايد سيم تلفن را بريد
- خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون ميرسه بعد رعد صداشون
- خانمها مثل ليمو شيرين هستند..... اول شيرين هستند ولي بعد تلخ ميشن
- خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقيقه مدارا کنيد چنان سفت و سخت ميشن که ديگه حالتي نمي گيرند.
- خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال يکبار عدد سنشون صفر ميشه
- خانمها مثل اينترنت هستند.... از هر موصوعي بک فايل اطلاعاتي دارند
- خانمها مثل موبايل هستند هر موقع کار مهم داريد در دسترس نيستند
ضد حال يعنی وقتی يه قرار مهم تو اينترنت داری نتونی کانکت بشی !
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه !
ضد حال يعنی بری عروسی ... خانمها و آقايون جدا باشن !
ضد حال یعنی با ماشین بابات جریمه بشی !
ضد حال يعنی صبح ساعت 7 بری سر کلاس استاد نياد !
ضد حال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه !
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی !
ضد حال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی !
ضد حال یعنی سلام کنی جوابتو ندن !
ضد حال یعنی اینکه داری با دوست دخترت صحبت میکنی بابات بیاد بالا سرت !
ضد حال یعنی اینکه بری جلوی مدرسه دخترانه گشت ثارالله بگیرت !
ضد حال یعنی عشق یک طرفه !
ضد حال یعنی اینکه با دوستات بخوای بری بیرون بابات ماشینو نده !
عنصر: زن
علامت: WO
کاشف: آدم ابولبشر
جرم اتمی:به طور متوسط 53،6 کیلوگرم، اما از 40 تا 200 کیلوگرم متغیر است
فراوانی : به میزان زیاد در شهرها پراکنده اند
خصوصیات فیزیکی:
سطح خارجی آن معمولاً پوشیده از رنگ، سرخاب و سفیداب است.
بدون هیچ دلیل مشخصی جوش می آورد یا یخ می زند.
با انجام عملیات خاص بر روی آن ذوب می شود.
اگر نادرست استفاده شود تلخ و جگرسوز می شود.
به صورت های مختلف از آهن خالص گرفته تا سنگ معمولی یافت می شود.
خصوصیات شیمیایی:
کشش و گرایش بسیار زیادی به طلا، نقره، و سنگ های قیمتی دارد.
اجسام و اشیاء قیمتی و گرانبها را به خود جذب می کند.
بدون هیچ دلیل مشخص و بدون هشدار قبلی، ناگهان منفجر می شود.
در مایعات نامحلول است اما با اشباع شدن در الکل، فعالیت آن به طرز شگرفی افزایش پیدا می کند.یکی از قوی ترین عوامل کاهنده پول مردان به شما می رود.
استفاده های عمومی:
کاملاً تزئینی، به ویژه در ماشین های اسپرت. مفید برای تمدد اعصاب و ایجاد آرامش وسیله شستشو بسیار مؤثر و قوی
آزمایشات:
نوع خالص آن اگر به صورت طبیعی مشاهده شود، قرمز می شود. وقتی در کنار نمونه برتر خود قرار می گیرد، به رنگ سبز درمی آید.
خطرات:
بسیار خطرناک، مگر در دست شخص وارد و باتجربه داشتن بیش از یکی آن غیرقانونی است، اما می توان چند نوع از آنها را در جاهای مختلف برای خود نگهداری کرد تا زمانیکه این موجودات با هم برخوردی نداشته و از وجود هم بی خبر باشند.
سلام به دوستی که لطف کرده اون مطالب رو گذاشته.
من نوشتم که اگه جنبه ندارین زود وبلاگ رو ببندین
دیگه مطالبش رو نخونین.
مثل اینکه به شما خیلی بر خورده.
ولی زندگی این طوریه دیگه.
حقیقت تلخه
من به نظرات شما دوست عزیز احترام میزارم و نظرات تون رو تایید می کنم. البته نظر لطف شماست
![]()
![]()
دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي..........
دختر بودن یعنی پس این چای چی شد؟؟
دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت
دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله وعمه ت هستن![]()
دختر بودن يعني چرا خونه اینقدر کثیفه ؟؟
دختر بودن يعني دخترو رو چه به رانندگي؟
دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي
دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن
دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه
دختر بودن يعني ببخشيد ميشه جزوه تونو ببينم؟
دختر بودن يعني به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا... ![]()
دختربودن يعني برو تو ، دم در واي نستا
دختر بودن يعني لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه آقايون به گناه نيفتن
دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم![]()
دختر بودن يعني كجا داري ميري؟![]()
دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا ، من خودم ميرم![]()
دختر بودن يعني كي بود بهت زنگ زد؟! با كي حرف ميزدي؟![]()
دختر بودن يعني خيلي خودسر شدي
دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن![]()
یکی دخترا راست می گند یکی پینوکیو
یکی دخترا مهربونند یکی خرس مهربون
یکی دخترا قشنگ راه میرند یکی تنسی تاکسی۲
یکی موهای دخترا قشنگه یکی آنه شرلی
یکی خونه شما (دخترا ) قشنگه یکی خونه مادربزرگه
یکی دخترا سفیدند یکی سفید برفی
یکی گوشهای دخترا قشنگه یکی گوشهای زیزی گولو
یکی دخترا خوشگلند یکی پلنگ صورتی
یکی دخترا زبلند یکی ملوان زبل
یکی من و دخترا با هم خوبیم یکی تام وجری
ميگن يه روز ليلي واسه مجنون پيغام فرستاد که انگار خيلي دوست داري منو ببيني ؟ اگه نيمه شب بياي بيرون شهر ، کنار فلان باغ ، منم مي يام تا ببينمت . مجنون که شيفته ديدار ليلي بود ، چندين ساعت قبل از موعد مقرر رفت و در محل قرار نشست . ولي مدتي که گذشت خوابش برد ...
نيمه شب ليلي اومد و وقتي اونو تو خواب عميق ديد ، از کيسه اي که به همراه داشت ، چند مشت گردو برداشت و ريخت تو جيبهاي مجنون و رفت .
مجنون وقتي چشم باز کرد ، خورشيد طلوع کرده بود ، آهي کشيد و گفت :
اي دل غافل يار آمد و ما در خواب بوديم . افسرده و پريشون برگشت به شهر .
در راه يکي از دوستانش اونو ديد و پرسيد : چرا اينقدر ناراحتي ؟!
و وقتي جريان را شنيد با خوشحالي گفت : اين که عاليه !
آخه نشونه اينه که ليلي به دو دليل تو رو خيلي دوست داره !
دليل اول اين که : خواب بودي و بيدارت نکرده ! و به طورحتم به خودش گفته : اون عزيز دل من که تو خواب نازه ، پس چرا بيدارش کنم ؟
و دليل دوم اينکه : وقتي بيدار مي شدي ، گرسنه بودي و ليلي طاقت اين رو نداشت ، پس برات گردو گذاشته تا بشکني و بخوري !
مجنون سري تکان داد و گفت : نه !
اون مي خواسته بگه :
تو عاشق نيستي ! اگه عاشق بودي که خوابت نميبرد !
تو رو چه به عاشقي؟ بهتره بري گردو بازي کني ! ![]()
حالا به نظرتون کدومشون درست گفتن ؟! ![]()
![]()
![]()
![]()
ـــــــ
|بسته شد|
ـــــــ
دگر امیدی نمانده
همه چیز تمام شد٪ ![]()
سلام دوباره
با تشکر از دوستان خوبم مریم و فهیمه و آرتور و نیلوفر و s
که لطف کردن و نظر دادن و من رو تشویق به نوشتن دوباره وبلاگ کردن.
امدم به همتون بگم که من می خوام دوباره شروع به نوشتن کنم.
از آغاز به قوله یکی از دوستان زندگی که به آخر نرسیده. بی خیاله دنیا.
امیدوارم خدا هم من رو یاری کنه که بتونم وبلاگ رو سر و سامان بدم.
با امید به خدا و توکل به اون یگانه شروع می کنم. ![]()
آغاز نوشتن من
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستي رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن
توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوي بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نميذار براي آدم)
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
مندازن توي خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توي خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)
